/ شیخ به زنی فاحشه گفتا مستی /هر لحظه به دام دگری پا بستی /گفت شیخ هر آنچه گویی هستم آیــــا تو چنان که مینمایی هستی ؟؟ کـــــورتـــــــاژ ذهــــــن






کـــــورتـــــــاژ ذهــــــن

سلیطهـ ـی صــامتـــ... اینجا میخوانی عصیان ِ خفته ی زیر ِ نقاب ِ خنده هایم را





حوصله من در رفته! قد: 170 سانتیمتر با یه سر بنـــــــد ســ بــــــــــز خودسر و مغرور و خودخواه در عین حال منااااااسب ! بی زحمت دیدینش، فوری غل و زنجیرش کنین چون به محض اینکه فرصتو غنیمت بدونه بازم در می ره! گفته باشم ______________________ آیا تابحال طعم تضاد عقل و دل راچشیده ای ؟ طعمی گس دارد انگار دل هم دیوانه است جنون در پی دلبستگی را می بیند و دیوانه میشود ومن آن کسی ام که نه تنها این درد را حس کرده ام بلکه در کشاکش به مرز جنون رسیده ام مرز جنون کجاست وقتی دیوانگان عاقل نما ازتو در بند جنون اسیرترند ----------------------------------------------- حس می کنم که شاد اما غمگینم، محکم اما سستم، بالا اما پایینم. انگار که زیاد اما کمم، بلند اما کوتاهم، ......سخت اما آسانم. حس می کنم غنی اما فقیرم، قانع اما حریصم، انگار که سپید اما سیاهم. حس می کنم که دوست اما دشمنم، گرم اما سردم، شریک اما تنهایم، انگار در مقصد اما در راهم. من،نو اما کهنه ام...زنده اما...مرده ام‍‍
یه سری مشخصات عروســ صامتـــ(نانـ ے آزاد)

دسته بندی خزعبلات
چرندیات [٦٤]
آلبوم ها [٥]
من زنم [٢]
لینکدونی [٢]
دانلود [۱]

دوستان و دشمنان
لینکدونی
لینکدونی گرگانی ها
آوای سیلا
خیالواره
یه شعر ، خیالواره
رویای پرواز
آیکون
شطحیات هرزه گرد
هرزگیــ های ذهن نجیبـــ مترسک درونمـــ
مهتاب شبهای تنهایی


شبکه اجتماعی و میکروبلاگ - با امکانات باورنکردنی چت تصویری


 
سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ


در فراسوی مرزهای تن
آنجا که رسالت اندام ها به پایان می رسد
با من وعده ی دیداری بده




ردیــــــــ از تو []


 
یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ

باز خرداد ...
باز آه و حسرت و اشک
باز باتوم و اشک آور و سرفه
باز سلول و انفرادی و شکنجه
باز روز از نو ...

 

در شهری که چشمان مردمان بیشتر از عقلشان می بیند و زبان ها بیشتر از گوش ها کار می کند ...

شیطان لباس خدا می پوشد و ....
دروغ هم ، با شعار صداقت مردم را می فریبد !!!


ردیــــــــ از تو []


پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ
زن سینه‌های برجسته نیست
موی مش کرده
ابروی برداشته
لبان قرمز نیست
زن لباس سفید شب با شکوه عروسی
بوی خوش قرمه سبزی
هوس شب‌های جمعه
قرار‌های تاریکی‌، کوچه پشتی‌ نیست
زن عصای روز‌های پیری
پرستار وقت مریضی
رفیق پای منقل
مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست


ردیــــــــ از تو []


 
دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ

اینا عشقای منن

مامان جون (مامان مامانم )  
عرشیا پسرخالم که کنار دستشه  
کیوان نفـــــسم سمت چپ و شیطون خانواده پوریا سمت راست  پسر خاله هامن هر سه تا . داداش نیستنا

کی مامان بزرگ به این خوشتیپی داره ؟



ردیــــــــ از تو []


 
یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ
عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست!
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها!
(مولانا)

 


ردیــــــــ از تو []


 
جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ

دلتنگی بد نیست

یادگاریست

از کسانی که دوستشان داریم و از ما دورند


ردیــــــــ از تو []


 
جمعه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ

پی در پی می مکم لبـ هایت را
مثل تشنـه ای کـ به آب رسیده بــاشد
این بــار انگـار تمام دلتنگی هایی
عالم نشستـه روی لب هـایت
طعم گس دلتنگـی می گیـرد
آخرین بـوسه هایمـان.....

___________________________

آرام آرام می بوسَمت

آنقدر که طرح لب هایم ،

روی تمام اندامت جا بماند!

... بگذار بدانند آغـوشِ تـــو ،

تنــــها ، قَلمروی من است....!


ردیــــــــ از تو []


چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ

دلا ..... دیدی ؟ .... خرابم

 

 

متاسفم برای همه چیز 

متاسفم بابت تمام دردهایی که بهتون دادم.

----------------------------------------

من بیدل و دستارم، در خانه خمارم
یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نه؟

ردیــــــــ از تو []


← صفحه بعد